گشتالتدرمانی، در اوایل دهه 1950، به یک روش درمانی شناختهشده تبدیل شد و از آن زمان تاکنون در حال تکامل است. این درمان، ریشه در بسیاری از رشتهها، از جمله روانکاوی، فلسفههای انسانگرایانه و وجودی، مدیتیشن و روانشناسی گشتالت دارد. فریتز پرلز و لورا پرلز با هم کار کردند تا این رشتهها را با دانش جدید در مورد رشد و تعامل انسان پیوند دهند. فریتز در ابتدا بهعنوان روانپزشک در آلمان آموزش دید. او بعدها به همراه هورنی، رنک و رایش و همزمان با او، لورا پرلز نیز به همراه مارتین بوبر و پال تیلیش و مکس ورتایمر، برای روانکاو شدن آموزش دیدند. گشتالتدرمانی بهعنوان یک نظریه توسعه یافت فریتز و لورا در سال 1933 از آلمان نازی گریختند. پس از زندگی در آمستردام، به آفریقای جنوبی نقل مکان کردند و در آنجا با تأسیس یک موسسه آموزشی روانکاوی، شروع به توسعه ایدههای اصلی گشتالتدرمانی نمودند. در پایان جنگ جهانی دوم، آنها به نیویورک مهاجرت کردند. یک سال بعد، فریتز اولین کتاب خود را به نام "ایگو، گرسنگی و پرخاشگری" منتشر کرد که تفکر سنتی روانکاوانه را به چالش کشید و گسترش داد. این زن و شوهر در میان روشنفکران، هنرمندان و معلمان خارقالعادهای در نیویورک زندگی میکردند و غرق در تفکرات متنوع و پیچیده خود بودند. خارج از این فضای محرک بود که نظریه گشتالتدرمانی شکل گرفت و سپس در سال 1951، اثر اصلی گشتالتدرمانی، یعنی کتاب هیجان و رشد در شخصیت انسان، نوشته شد. ظاهراً تألیف این کتاب فقط به فریتز پرلز و جمعی از متفکران و روانشناسان که با او همکاری کردند نسبت داده شد و به لورا هیچ نسبتی داده نشد. آموزشهای اولیه بلافاصله پس از آن، فریتز و لورا اولین مؤسسه گشتالتدرمانی را در آپارتمان خود در نیویورک تأسیس کردند. آموزش همچنین در کلیولند با تعدادی از درمانگران علاقمند از جمله اروینگ و میریام پولستر آغاز شد. در اواسط دهه 1950، هیجان در مورد این نظریه جدید افزایش یافت و دانشجویان نظریه گشتالتدرمانی، شروع به تأسیس مؤسسات جدیدی در سراسر کشور کردند. در سال 1960، فریتز پرلز به کالیفرنیا نقل مکان و بعدها اولین دوره آموزشی گشتالتدرمانی ساحل غربی را برگزار کرد. رشد و گسترش نظریه گشتالتدرمانی، بهطور طبیعی میتواند بسیاری از تکنیکهای متنوع را در خود جای دهد و درعینحال، همچنان به مبانی فلسفی و نظری خود وفادار بماند. افرادی که در نظریههای گشتالتدرمانی آموزش دیدهاند، میتوانند بهراحتی شباهتهای فکر و عمل را هنگام یادگیری در مورد ذهنآگاهی و نوروبیولوژی بین فردی ببینند. نظریه گشتالتدرمانی در خط مقدم مدلهای جدید یکپارچه رواندرمانی در سطح ملی و بینالمللی قرار دارد. بسیاری از شهرهای آمریکا، دارای مؤسسه گشتالت درمانی هستند. امروزه بیش از 100 مؤسسه گشتالت درمانی در سراسر جهان وجود دارد. همچنین این روزها بسیاری از گشتالتدرمانگران به این موضوع علاقمند هستند بدانند که چگونه میتوان نظریههایی در مورد ظلم، قدرت و مسئولیت را برای اصلاح الگوهایی که باعث قطع ارتباط افراد میشود بهکار برد. توضیح کوتاه در مورد نظریه گشتالت بهعبارت ساده، نظریه گشتالت بر این ایده استوار است که مغز انسان، سعی میکند تصاویر یا طرحهای پیچیدهای را که از عناصر زیاد و متفاوت تشکیل شدهاند، با چیدمانی در ذهن، به شکل یک سیستم سازمانیافته که یک کل را ایجاد میکند، سازماندهی کند.