پوسایدون یا پوزئیدون (Poseidon) خلقوخویی داشت که دقیقاً بازتاب قلمرو او بود؛ گاهی آرام و صلحجو، گاهی غیرقابلپیشبینی و گاهی مرگبار و طوفانی. درست مثل خود اقیانوس. پوسایدون یکی از دوازده خدای اُلمپنشین و خدای دریا، زلزله، طوفانها و اسبها بود. کسانی که او را خشمگین میکردند، گرفتار خشم سهمگین امواج میشدند؛ اما در مقابل، دریانوردانِ پرهیزگار میتوانستند از برکت او و سفری آرام بهرهمند شوند. پوسایدون مانند دیگر خدایان المپ، حضوری پررنگ در اسطورههای قهرمانان داشت و پدر بسیاری از قهرمانان یونانی بود. نماد او نیز، نیزهای سهشاخه به نام ترایدنت (Trident) بود. پادشاه امواج قلمرو پوسایدون حدود سهچهارمِ جهان را در بر میگرفت؛ به همین دلیل، نفوذ او بسیار گسترده بود. بیشتر خدایان المپ، در کوه المپ (Mount Olympus) زندگی میکردند، اما پوسایدون پادشاهیِ مخصوص به خود را در اعماق دریا داشت. او در قصری ساختهشده از مرجانهای طلایی، در عمیقترین نقطهی اقیانوس؛ در کنار همسرش آمفیتریت (Amphitrite)، پری دریایی زیبا و پسرشان ترایتون (Triton) زندگی میکرد. در بیشتر تصویرسازیها، پوسایدون با موهای مواج و ریشی بلند و فرفری نشان داده میشود؛ ظاهری که یادآور صدفها و خزههایی است که به بدنهی کشتیها میچسبند. قدرتهای او شامل ایجاد زلزله، سونامی و طوفانهای ویرانگر بود؛ اما هچنان میتوانست روزی کاملاً آرام و دلانگیز در ساحل برای انسانها رقم بزند. زیر دریا: نِرِئیدها و دلفینها تمام موجودات دریایی مطیعِ فرمانِ پوسایدون بودند؛ از ماهیها و دُلفینها گرفته تا اسبهای دریایی، هیپوکامپها (موجوداتی نیماسب و نیمماهی) و حتی هیولاهای دریایی. پوسایدون علاقهی ویژهای به دلفینها داشت و دستیار مورد اعتماد او، دلفینی بود که دِلفین (Delphin) نام داشت. دِلفین نقش واسطه را بازی کرد و آمفیتریت را راضی کرد تا با پوسایدون ازدواج کند. پوسایدون نیز برای قدردانی، صورت فلکیِ دِلفینوس (Delphinus) را به افتخار او در آسمان خلق کرد. نِرئیدها (Nereids) پنجاه خواهر پری دریایی بودند که هرکدام نماد بخشی از دریا مانند آب شور، آب شیرین یا کف دریا بودند. آنها بخش مهمی از دربارِ پوسایدون را تشکیل میدادند. آمفیتریت و همچنین تتیس (Thetis)، مادر قهرمانِ افسانهایِ یونان، آشیل (Achilles) یکی از آنها بود. ماجرای آزار اُدیسه ادیسه که فرمانروای ایتاکا بود، با زیرکی توانست با ساختن اسبِ معروفِ تروا (Trojan Horse)، موجب پیروزی یونانیان در جنگ شود. او به خود مغرور شد و خدایان را انکار کرد و مدعی شد که این زیرکی و هوش او بوده که باعث پایان جنگ شده نه کمکِ خدایان. پوسایدون با شنیدن این حرفها خشمگین شد و تصمیم گرفت درسی به ادیسه بدهد. به همین دلیل او با استفاده از طوفان و امواج دریا، مانع از بازگشت ادیسه به ایتاکا شد. سفرِ بازگشتِ ادیسه سالهای زیادی طول کشید و او در طول بازگشت، همهی افراد خود را از دست داد. در نهایت از گفتهی خود اظهار پشیمانی کرد و از خدای دریاها عذر خواست. رابطهی پوسایدون و مدوسا مدوسا (Medusa) همیشه هیولا نبود. او زمانی دختری زیبا با موهای طلایی و کاهنهی معبد آتنا (Athena) بود. در یکی از روایتها، او و پوسایدون عاشق یکدیگر شدند، اما رابطهشان پنهانی بود؛ زیرا مدوسا بهعنوان کاهنهی الههی باکره، اجازهی چنین رابطهای را نداشت. وقتی این رابطه فاش شد، آتنا خشمگین شد و مدوسا را نفرین کرد؛ موهایش به مار تبدیل شد و نگاهش هر کسی را به سنگ بدل میکرد. پس از کشته شدن مدوسا بهدست پرسئوس (Perseus)، مشخص شد که او باردار بوده و دو فرزند پوسایدون را در شکم داشته است. رقابت پوسایدون و آتنا پوسایدون و آتنا رقابتی معروف داشتند؛ بهویژه زمانی که شهر آتن (Athens) به دنبال انتخاب خدای حامی خود بود. پوسایدون با نیزهی سهشاخهاش به صخرهای ضربه زد و چشمهای از آب شور پدید آورد. آتنا نیزهاش را به زمین زد و درخت زیتونی رویید. مردم آتنا را برگزیدند و شهر به نام او نامگذاری شد. پوسایدون ناامید شد، اما چون همچنان پرستش میشد، خشم خود را بر شهر فرود نیاورد. پوسایدون و برادرانش پوسایدون گاه با برادرش زئوس (Zeus) نیز درگیر میشد. در یکی از روایتها، او همراه با آتنا و هرا (Hera) زئوس را به زنجیر کشیدند؛ اما اختلافِ میان خودشان، باعث شد زئوس آزاد شود. در نهایت، پوسایدون مجبور شد همراه آپولو (Apollo) دیوارهای عظیم تروا (Troy) را بسازد؛ شهری که بعدها مرکز جنگ تروا شد. سقوط کرونوس و تقسیم جهان پیش از خدایان المپ، تایتانها (Titans) حکومت میکردند و رهبرشان کرونوس (Kronos) بود. پس از سرنگونی او، جهان میان سه برادر تقسیم شد: زئوس خدای آسمانها شد، پوسایدون دریا را تصاحب کرد و هادِس (Hades) فرمانروای جهان زیرین شد. معبد پوسایدون در دماغهی سونیون (Cape Sounion) همچنان پابرجاست و در غروب آفتاب، منظرهای نفسگیر از پیوند دریا و این اسطورهی یونانی به وجود میآورد. در اساطیر یونان، آرامش و خشم دریا، بازتاب خلقوخوی پوسایدون است. اگر احترامش نگه داشته میشد، سفر دریایی آرام بود؛ اما اگر آزرده میشد، سرنوشت انسان، چیزی جز ویرانی و غرق شدن در طوفان نبود.