راهبردها یا استراتژیها مفاهیم پیچیدهای نیستند، اما عملی کردنشان دشوار است. دشوار از آن جهت که افراد و سازمانها را وادار میکند تصمیمهای دقیق و مشخصی دربارهی آینده خود بگیرند، کاری که تنها شرکتهای کمی میتوانند بهخوبی از عهده آن برآیند. در این کتاب کلاسیکِ معاصر در حوزه کسبوکار، که با مقدمهای از اَدی ایگنِیشِس (Adi Ignatius)، سردبیر پیشین هاروارد بیزینس ریویو (HBR) و مقالاتی از همان نشریه همراه شده است، دو اندیشمند برجسته دنیای مدیریت توضیح میدهند که استراتژی چه هدفی دارد، چگونه باید به آن اندیشید و چطور باید آن را به عمل درآورد. آنان برای اثبات دیدگاهشان، یکی از موفقترین نمونههای تحول سازمانیِ قرن اخیر (که خود در آن نقش اصلی داشتهاند) را شرح میدهند. اِی.جی. لافلی (A.G. Lafley)، مدیرعامل پیشین شرکت P&G، در همکاری نزدیک با مشاور راهبردی راجر مارتین (Roger Martin)، توانست فروش شرکت را دو برابر، سود آن را چهار برابر و ارزش بازارش را در ده سال، بیش از صد میلیارد دلار افزایش دهد. نویسندگان بر پایهی این تجربهها نشان میدهند که رهبران هر سازمان، چگونه میتوانند تصمیمهای روزمره را در چارچوب اهداف استراتژیک هدایت کنند؛ اهدافی که بر دو عنصر حیاتیِ موفقیت استوارند: «کجا بازی کنیم؟» و «چگونه برنده شویم؟». نتیجه، کتابی است همچون راهنمای برد در میدان رقابت. درونمایهی آن، پنج انتخاب کلیدی و درهمتنیده را در بر میگیرد: آرزوی ما برای پیروزی چیست؟ در چه میدانهایی وارد بازی خواهیم شد؟ چگونه پیروز خواهیم شد؟ چه قابلیتهایی باید برای پیروزی داشته باشیم؟ چه نظامهایی باید از تصمیمهای ما پشتیبانی کنند؟ لافلی و مارتین، با روایتهای پرجزئیات از برندهای نامدارِ P&G، نشان میدهند که چگونه انتخاب راهبردِ درست، تفاوتی بزرگ ایجاد میکند؛ تفاوت میان صرفاً بازی کردن و واقعاً پیروز شدن. "بازی برای بُرد" یادآور این حقیقت است که موفقیت اتفاقی نیست، بلکه حاصل مجموعهای از تصمیمهای آگاهانه و سازگار میان آرزو، عمل و برنامه است. هر سازمانی که بداند کجا باید بازی کند و چگونه باید ببرد، نهتنها در میدان رقابت دوام میآورد، بلکه آیندهی خود را نیز میسازد.